Toggle stanza 1
هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
1
هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
گو برو کو مرد این درگاه نیست
2
هر که را خوش نیست با اندوه تو
جان او از ذوق عشق آگاه نیست
3
ای دل ار مرد رهی مردانه باش
زانکه اندر عاشقی اکراه نیست
4
عاشقان چون حلقه بر در مانده‌اند
زانکه نزدیک تو کس را راه نیست
5
گرد بر گرد دلم از درد تو
خون گرفت و زهرهٔ یک آه نیست
6
بر سر آی از قعر چاه نفس از آنک
یوسف مصریت اندر چاه نیست
7
چند جویی آب و جاه ار عاشقی
عاشق اندر بند آب و جاه نیست
8
زاد راه مرد عاشق نیستی است
نیست شو در راه آن دلخواه نیست
9
در ده ای عطار تن در نیستی
زانکه آنجا مرد هستی شاه نیست

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور