بخش 11 - ترک عثمانی

شاعر: علامہ اقبال

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: یراست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: قطعه

انگریزی ترجمہ: کبیر
بند 1
Toggle stanza 1
به ملک خویش عثمانی امیر است
1

به ملک خویش عثمانی امیر است

دلش آگاه و چشم او بصیر است

In the Ottoman reign, the Turks are free, He holds conscious heart, with insight to see.

2

نپنداری که رست از بند افرنگ

هنوز اندر طلسم او اسیر است

On freedom of the West they do not boast, They are captives yet of his Charming toast.

بند 2
Toggle stanza 2
خنک مردان که سحر او شکستند
3

خنک مردان که سحر او شکستند

به پیمان فرنگی دل نبستند

How dating were they who broke his charms, Who paid no heed to his pledges warm.

4

مشو نومید و با خودشنا باش

که مردان پیش ازین بودند و هستند

Get not despaired, have thy ego’s own view, What did the past nations you also do.

بند 3
Toggle stanza 3
به ترکان آرزوی تازه دادند
5

به ترکان آرزوی تازه دادند

بنای کار شان دیگر نهادند

The fate thus gave to Turks a verve anew, And gave them a base for a build up new.

6

ولیکن کو مسلمانی که بیند

نقاب از روی تقدیری گشادند

Where are those Muslim who could behold? The meanings of fate which God had told.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں