سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 7 - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان استشمارهٔ 7 - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان استشاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: هاہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قطعهصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتو آن نکردهای از فعل خیر با من و غیرکه دست فضل کند دامن امید رها2نقل کریںجز آستانهٔ فضلت که مقصد اممستکجاست در همه عالم وثوق اهل بها3نقل کریںمتاع خویشتنم در نظر حقیر آمدکه پرتوی ندهد پیش آفتاب سها4نقل کریںبه سمع خواجه رسیدست گویی این معنیکه گفت خیرُ صِلاتِ الکریم أَعْوَدُها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که در بند تو شد بستهٔ جاوید بماندپای رفتن به حقیقت نبود بندی راسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 6 - در ستایشاگلی نظممباش غره به گفتار مادح طماعکه دام مکر نهاد از برای صید نصیبسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 8زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچو عشق را تو ندانی بپرس از شبهابپرس از رخ زرد و ز خشکی لبهارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 232آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که در بند تو شد بستهٔ جاوید بماندپای رفتن به حقیقت نبود بندی راسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 6 - در ستایش