سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 28 - در عزت نفسشمارهٔ 28 - در عزت نفسشاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: نستصنف: قطعهصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگویند سعدیا به چه بطال ماندهایسختی مبر که وجه کفافت معینست22نقل کریںاین دست سلطنت که تو داری به ملک شعرپای ریاضتت به چه در قید دامنست؟33نقل کریںیکچند اگر مدیح کنی کامران شویصاحب هنر که مال ندارد تغابنست44نقل کریںبیزر میسرت نشود کام دوستانچون کام دوستان ندهی کام دشمنست55نقل کریںآری مثل به کرکس مردارخور زدندسیمرغ را که قاف قناعت نشیمنست66نقل کریںاز من نیاید آنکه به دهقان و کدخدایحاجت برم که فعل گدایان خرمنست77نقل کریںگر گوییم که سوزنی از سفلهای بخواهچون خارپشت بر بدنم موی، سوزنست88نقل کریںگفتی رضای دوست میسر شود به سیماین هم خلاف معرفت و رای روشنست99نقل کریںصد گنج شایگان به بهای جوی هنرمنت بر آنکه میدهد و حیف بر منست1010نقل کریںکز جور شاهدان بر منعم برند عجزمن فارغم که شاهد من منعم منست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهرگز به مال و جاه نگردد بزرگ نامبدگوهری که خبث طبیعیش در رگستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 27اگلی نظمره نمودن به خیر ناکس راپیش اعمی چراغ داشتنستسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 29◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور