سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 29شمارهٔ 29شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخری از روستاییی بگریختجل بیفکند و پاردم بگسیخت2نقل کریںدر بیابان چو گور خر میتاختبانگ میکرد و جفته میانداخت3نقل کریںکه «به جان آمده ز محنت و بندداغ و بیطار و بار و پشماگند4نقل کریںشادمانا و خرما که منمکه ازین پس به کام خویشتنم»5نقل کریںروستایی چو خر برفت از دستگفت «ای نابکار، صبرم هست6نقل کریںپس بخواهی به وقت جو گفتنکه خری بُد ز پایگه رفتن»7نقل کریںبه مزاحت نگفتم این گفتارهزل بگذار و جد ازو بردار8نقل کریںهمچنین مرد جاهل سرمستروز درماندگی بخاید دست9نقل کریںندهند آنچه قیمتش ندهینشود کاسه پر ز دیگ تهی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقیمت عمر اگر بداند مردبس بگرید بر آنچه ضایع کردسعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 28اگلی نظمحرص فرزند آدم نادانمثل مورچه است در میدانسعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 30آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور