سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 15غزل شمارهٔ 15شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: سیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که هر بامداد پیش کسیستهر شبانگاه در سرش هوسیست2نقل کریںدل منه بر وفای صحبت اوکآنچنان را حریف چون تو بسیست3نقل کریںمهربانی و دوستی ورزدتا تو را مکنتی و دسترسیست4نقل کریںگوید اندر جهان تویی امروزگر مرا مونسی و همنفسیست5نقل کریںباز با دیگری همین گویدکاین جهان بی تو بر دلم قفسیست6نقل کریںهمچو زنبور در به در پویانهر کجا طعمهای بود مگسیست7نقل کریںهمه دعوی و فارغ از معنیراست گویی میان تهی جرسیست8نقل کریںپیش آن ذم این کند که خریستنزد این عیب آن کند که خسیست9نقل کریںهر کجا بینی این چنین کس راالتفاتش مکن که هیچ کسیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز جان برون نیامده جانانت آرزوستزنار نابریده و ایمانت آرزوستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 14اگلی نظمخوشتر از دوران عشق ایام نیستبامداد عاشقان را شام نیستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 16آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور