سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 64شمارهٔ 64شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انکردہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدانی که بر نگین سلیمان چه نقش بوددل در جهان مبند که با کس وفا نکرد2نقل کریںخرم تنی که حاصل عمر عزیز رابا دوستان بخورد و به دشمن رها نکرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممر تو را چون دو کار پیش آیدکه ندانی کدام باید کردسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 63اگلی نظمز دست ترشروی خوردن تبرزدچنان تلخ باشد که گویی تبر زدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 65زمینہم وزن و قافیہ نظمیںلطفی نماند کان صنم خوش لقا نکردما را چه جرم اگر کرمش با شما نکردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 861خرم کسی که قصر اقامت بنا نکردرفت از میان چو گل کمر خویش وا نکردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4063ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
خرم کسی که قصر اقامت بنا نکردرفت از میان چو گل کمر خویش وا نکردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4063