سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 17غزل شمارهٔ 17شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: تینیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیستمجموعتر از ملک رضا مملکتی نیست2نقل کریںگر منزلتی هست کسی را مگر آن استکاندر نظر هیچ کسش منزلتی نیست3نقل کریںهر کس صفتی دارد و رنگی و نشانیتو ترک صفت کن که از این به صفتی نیست4نقل کریںپوشیده کسی بینی فردای قیامتکامروز برهنهست و بر او عاریتی نیست5نقل کریںآن کس که در او معرفتی هست کدام است؟آن است که با هیچ کسش معرفتی نیست6نقل کریںسنگی و گیاهی که در آن خاصیتی هستاز آدمیی به که در او منفعتی نیست7نقل کریںدرویش تو در مصلحت خویش ندانیخوش باش اگرت نیست که بی مصلحتی نیست8نقل کریںآن دوست نباشد که شکایت کند از دوستبر خون که دلارام بریزد دیتی نیست9نقل کریںراه ادب این است که سعدی به تو آموختگر گوش بداری به از این تربیتی نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخوشتر از دوران عشق ایام نیستبامداد عاشقان را شام نیستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 16اگلی نظمتن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیتسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 18آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور