سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 72شمارهٔ 72شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: وزیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشمع کز حد به در بیفروزیبیم باشد که خانمان سوزی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو نفس آرام میگیرد چه در قصری چه در غاریچو خواب آمد چه بر تختی چه در پایان دیواریسعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 71اگلی نظمتو با این لطف دلبندی چرا با ما نپیوندینقاب از بهر آن باشد که روی زشت بربندیسعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 73◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای گل آبدار نوروزیدیدنت فرخی و فیروزیسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 418◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو نفس آرام میگیرد چه در قصری چه در غاریچو خواب آمد چه بر تختی چه در پایان دیواریسعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 71
اگلی نظمتو با این لطف دلبندی چرا با ما نپیوندینقاب از بهر آن باشد که روی زشت بربندیسعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 73