شاعر: سعدی
زمین
من ز بهرت دوست دارم جان عشقاندیش را
کز سگان داغ او کردم دل درویش را
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 96
بس که اندر دل فرو بردم هوای نیش را
شعله افزون تر برآمد سوز داغ خویش را
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 99
من که جا کردم به دل آن کافر بدکیش را
گوش کردن کی توانم قول نیک اندیش را
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 37
نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را
شکوهای از تلخکامی نیست دوراندیش را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 80
از صفای دل نباشد حاصلی درویش را
نان به خون تر میشود صبحِ صداقتکیش را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 81