سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 28غزل شمارهٔ 28شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وبرودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںوقت آن است که ضعف آید و نیرو برودقدرت از منطق شیرین سخنگو برود22نقل کریںناگهی باد خزان آید و این رونق و آبکه تو میبینی از این گلبن خوشبو برود33نقل کریںپایم از قُوّت رفتار فرو خواهد ماندخنک آن کس که حذر گیرد و نیکو برود44نقل کریںتا به روزی که به جوی شده باز آید آبیعلمالله که اگر گریه کنم جو برود55نقل کریںمن و فردوس بدین نقد بضاعت که مراستاهرمن را که گذارد که به مینو برود؟66نقل کریںسعیم این است که در آتش اندیشه چو عودخویشتن سوختهام تا به جهان بو برود77نقل کریںهمه سرمایهٔ سعدی سخن شیرین بودوین از او ماند؛ ندانم که چه با او برود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبسیار سالها به سر خاک ما رودکاین آب چشمه آید و باد صبا رودسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 27اگلی نظمروی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟خرقه بر دوش و میان بسته به زنار چه سود؟سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 29◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمروی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟خرقه بر دوش و میان بسته به زنار چه سود؟سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 29