سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 115شمارهٔ 115شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: منشودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر خردمند از اوباش جفایی بیندتا دل خویش نیازارد و درهم نشود2نقل کریںسنگ بیقیمت اگر کاسهٔ زرین بشکستقیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروزِ قالیفِشاندَنَست امروزتا غبار از میانِ ما برودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 114اگلی نظمهر که بینی مراد و راحت خویشاز همه خلق بیشتر خواهدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 116زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل عاشق تهی از اشک دمادم نشودبحر چندان که زند جوش کرم کم نشودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3605هر کسی در حرم عشق تو محرم نشودهر براهیم به درگاه تو ادهم نشودسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 30ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور