سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 13غزل شمارهٔ 13شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: مازاوستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوستعاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست22نقل کریںبه غنیمت شِمُر ای دوست دمِ عیسیِ صبحتا دل مُرده مگر زنده کنی کاین دَم از اوست33نقل کریںنَه فلک راست مُسَلَّم نَه مَلَک را حاصلآنچه در سِرِّ سُویدایِ بنیآدم از اوست44نقل کریںبه حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیستبه ارادت بِبَرم درد که درمان هم از اوست55نقل کریںزخم خونینم اگر به نشود به باشدخُنُک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست66نقل کریںغم و شادی بَرِ عارف چه تفاوت داردساقیا باده بِده شادی آن کاین غم از اوست77نقل کریںپادشاهی و گدایی بَرِ ما یکسان استکه بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست88نقل کریںسعدیا گر بِکَند سیلِ فنا خانهٔ عمردل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن به که چون منی نرسد در وصال دوستتا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 12اگلی نظماز جان برون نیامده جانانت آرزوستزنار نابریده و ایمانت آرزوستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 14◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن به که چون منی نرسد در وصال دوستتا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 12