سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 18غزل شمارهٔ 18شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: انادمیتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیت2نقل کریںاگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیت3نقل کریںخور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمتحیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت4نقل کریںبه حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشدکه همین سخن بگوید به زبان آدمیت5نقل کریںمگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندیکه فرشته ره ندارد به مکان آدمیت6نقل کریںاگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیردهمه عمر زنده باشی به روان آدمیت7نقل کریںرسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیندبنگر که تا چه حد است مکان آدمیت8نقل کریںطیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوتبه در آی تا ببینی طیران آدمیت9نقل کریںنه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتمهم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیستمجموعتر از ملک رضا مملکتی نیستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 17اگلی نظمصبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییتسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 19آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیستمجموعتر از ملک رضا مملکتی نیستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 17
اگلی نظمصبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییتسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 19