صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب اول در سیرت پادشاهان
  4. »حکایت شمارهٔ 32

حکایت شمارهٔ 32

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک
شیّادی گیسوان بافت که من علویم و با قافله حجاز به شهری در آمد که از حج همی‌آیم و قصیده‌ای پیش ملک برد که من گفته‌ام.
نعمتِ بسیارش فرمود و اکرام کرد. تا یکی از نُدَمایِ حضرتِ پادشاه که در آن سال از سفرِ دریا آمده بود، گفت: من او را عیدِ اَضحیٰ در بصره دیدم! معلوم شد که حاجی نیست. دیگری گفتا: پدرش نَصْرانی بود در مَلَطْیه، پس او شَریف چگونه صورت بندد؟ و شعرش را به دیوان انوری دریافتند.
ملک فرمود تا بزنندش و نَفْیْ کنند تا چندین دروغِ دَرهَم چرا گفت.
گفت: ای خداوندِ روی زمین! یک سخنت دیگر در خدمت بگویم، اگر راست نباشد به هر عقوبت که فرمایی سزاوارم.
گفت: بگو تا آن چیست؟
گفت:
غریبی گرت ماست پیش آورد
دو پیمانه آب است و یک چُمْچه دوغ
اگر راست می‌خواهی، از من شنو
جهان‌دیده بسیار گوید دروغ
ملک را خنده گرفت و گفت: از این راست‌تر، سخن تا عمرِ او بوده باشد، نگفته است.
فرمود تا آنچه مأمولِ اوست مهیّا دارند و به خوشی برود.
◆

An impostor arranged his hair in a peculiar fashion, pretended to be a descendant of A’li and entered the town with a caravan from the Hejaz, saying that he had just arrived from a pilgrimage. He also presented an elegy to the king, alleging that he had himself composed it. One of the king’s courtiers, who had that year returned from a journey, said: ‘I have seen him at Bosrah on the Azhah festival, then how can he be a Haji?’ Another said: ‘His father was a Christian at Melitah. How can he be a descendant of A’li? And his poetry has been found in the Divan of Anvari.’ The king ordered him to be beaten and expelled the country for his great mendacity. The man said: ‘O lord of the surface of the earth, I shall say something more and, if it is not true, I shall deserve any punishment which thou mayest decree.’ He asked: ‘What is it?’

When a stranger brings before thee buttermilk Two measures of it will be water and a spoonful sour milk. If thou hast heard heedless talk from thy slave, be not offended. A man who has seen the world utters much falsehood.

The king laughed, told him that all his life he had not uttered more true words than these and ordered the present which the fellow hoped for to be got ready.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی‌ کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی‌زدند و ملِک هم چنین تدبیری اندیشه کرد.

بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 31

اگلی نظم

یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاحِ ایشان را به خیر توسّط نمودی.

اتفاقاً به خطابِ ملِک گرفتار آمد.

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 33

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00