سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 366غزل شمارهٔ 366شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ستمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگو خلق بدانند که من عاشق و مستمآوازه درست است که من توبه شکستم2نقل کریںگر دشمنم ایذا کند و دوست ملامتمن فارغم از هر چه بگویند که هستم3نقل کریںای نفس که مطلوب تو ناموس و ریا بوداز بند تو برخاستم و خوش بنشستم4نقل کریںاز روی نگارین تو بیزارم اگر منتا روی تو دیدم به دگر کس نگرستم5نقل کریںزین پیش برآمیختمی با همه مردمتا یار بدیدم در اغیار ببستم6نقل کریںای ساقی از آن پیش که مستم کنی از میمن خود ز نظر در قد و بالای تو مستم7نقل کریںشبها گذرد بر من از اندیشه رویتتا روز نه من خفته نه همسایه ز دستم8نقل کریںحیف است سخن گفتن با هر کس از آن لبدشنام به من ده که درودت بفرستم9نقل کریںدیریست که سعدی به دل از عشق تو میگفتاین بت نه عجب باشد اگر من بپرستم10نقل کریںبند همه غمهای جهان بر دل من بوددر بند تو افتادم و از جمله برستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه خاک پای عزیزت که عهد نشکستمز من بریدی و با هیچ کس نپیوستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 365اگلی نظممن خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستمتو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدی در صف اوباش زمانی بنشستمقلاش و قلندر شدم و توبه شکستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 480آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه خاک پای عزیزت که عهد نشکستمز من بریدی و با هیچ کس نپیوستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 365
اگلی نظممن خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستمتو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367