سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 399غزل شمارهٔ 399شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اناندازمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخنک آن روز که در پای تو جان اندازمعقل در دمدمه خلق جهان اندازم2نقل کریںنامه حسن تو بر عالم و جاهل خوانمنامت اندر دهن پیر و جوان اندازم3نقل کریںتا کی این پرده جان سوز پس پرده زنمتا کی این ناوک دلدوز نهان اندازم4نقل کریںدردنوشان غمت را چو شود مجلس گرمخویشتن را به طفیلی به میان اندازم5نقل کریںتا نه هر بیخبری وصف جمالت گویدسنگ تعظیم تو در راه بیان اندازم6نقل کریںگر به میدان محاکای تو جولان یابمگوی دل در خم چوگان زبان اندازم7نقل کریںگردنان را به سرانگشت قبولت ره نیستچون قلم هستی خود را سر از آن اندازم8نقل کریںیاد سعدی کن و جان دادن مشتاقان بینحق علیم است که لبیک زنان اندازم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنظر از مدعیان بر تو نمیاندازمتا نگویند که من با تو نظر میبازمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398اگلی نظموه که در عشق چنان میسوزمکه به یک شعله جهان میسوزمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 400آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانمحمدرضاکاکائیحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنظر از مدعیان بر تو نمیاندازمتا نگویند که من با تو نظر میبازمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398