سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 254غزل شمارهٔ 254شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اایندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاخترانی که به شب در نظر ما آیندپیش خورشید محال است که پیدا آیند22نقل کریںهمچنین پیش وجودت همه خوبان عدمندگرچه در چشم خلایق همه زیبا آیند33نقل کریںمردم از قاتل عمدا بگریزند به جانپاکبازان بر شمشیر تو عمدا آیند44نقل کریںتا ملامت نکنی طایفه رندان راکه جمال تو ببینند و به غوغا آیند55نقل کریںیعلم الله که گر آیی به تماشا روزیمردمان از در و بامت به تماشا آیند66نقل کریںدلق و سجاده ناموس به میخانه فرستتا مریدان تو در رقص و تمنا آیند77نقل کریںاز سر صوفی سالوس دوتایی برکشکاندر این ره ادب آن است که یکتا آیند88نقل کریںمیندانم خطر دوزخ و سودای بهشتهر کجا خیمه زنی اهل دل آنجا آیند99نقل کریںآه سعدی جگر گوشهنشینان خون کردخرم آن روز که از خانه به صحرا آیند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه بوی آن که شبی در حرم بیاسایندهزار بادیه سهلست اگر بپیمایندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 253اگلی نظمتو را سماع نباشد که سوز عشق نبودگمان مبر که برآید ز خام هرگز دودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه بوی آن که شبی در حرم بیاسایندهزار بادیه سهلست اگر بپیمایندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 253
اگلی نظمتو را سماع نباشد که سوز عشق نبودگمان مبر که برآید ز خام هرگز دودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255