سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33غزل شمارهٔ 33شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: ادتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکهن شود همهکس را به روزگار ارادتمگر مرا که همان عشقِ اولست و زیادت22نقل کریںگرم جواز نباشد به پیشگاه قبولتکجا روم که نمیرم بر آستان عبادت33نقل کریںمرا به روز قیامت مگر حساب نباشدکه هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت44نقل کریںشنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفانتبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت55نقل کریںگرم به گوشهٔ چشمی شکستهوار ببینیفلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت66نقل کریںبیایمت که ببینم، کدام زَهره و یاراروم که بی تو نشینم، کدام صبر و جلادت77نقل کریںمرا هر آینه روزی تمامکشته ببینیگرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت88نقل کریںاگر جنازهٔ سعدی به کوی دوست برآرندزهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممعلمت همه شوخی و دلبری آموختجفا و ناز و عتاب و ستمگری آموختسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 32اگلی نظمدل هر که صید کردی نکشد سر از کمندتنه دگر امید دارد که رها شود ز بندتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبمائده ابوالفتحیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممعلمت همه شوخی و دلبری آموختجفا و ناز و عتاب و ستمگری آموختسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 32
اگلی نظمدل هر که صید کردی نکشد سر از کمندتنه دگر امید دارد که رها شود ز بندتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34