صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 15

غزل شمارهٔ 15

شاعر: سعدی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: امرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق‌فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
22
هر ساعت از نو قبله‌ای با بت‌پرستی می‌رود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
33
مِی با جوانان خوردنم باری تمنا می‌کند
تا کودکان در پی فتند این پیر دُردآشام را
44
از مایهٔ بیچارگی، قطمیر، مردم می‌شود
ماخولیای مهتری، سگ می‌کند بلعام را
55
زین تنگنای خلوتم خاطر به صحرا می‌کشد
کز بوستان باد سحر خوش می‌دهد پیغام را
66
غافل مباش ار عاقلی، دریاب اگر صاحب‌دلی
باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را
77
جایی که سرو بوستان با پای چوبین می‌چمد
ما نیز در رقص آوریم آن سرو سیم‌اندام را
88
دلبندم آن پیمان‌گُسل، منظورِ چشم آرامِ دل
نِی، نِی، دلآرامش مخوان کز دل ببُرد آرام را
99
دنیا و دین و صبر و عقل از من برفت اندر غمش
جایی که سلطان خیمه زد غوغا نماند عام را
1010
باران اَشکم می‌رود، وز اَبرم آتش می‌جهد
با پختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را
1111
سعدی ملامت نشنود ور جان در این سر می‌رود
صوفی گران‌جانی بِبر ساقی بیاور جام را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

امشب سبک‌تر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را

یا وقت بیداری غلط بودَست مرغ بام را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14

اگلی نظم

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بهر تو خلقی می کشد آخر من بدنام را

بس می نپایم، چون کنم وه این دل خودکام را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67

جز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام را

کز تن چو پیراهن کشد روشن کند حمام را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 17

امشب سبک‌تر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را

یا وقت بیداری غلط بودَست مرغ بام را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00