سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 618غزل شمارهٔ 618شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: انیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهمه کس را تن و اندام و جمال است و جوانیوین همه لطف ندارد تو مگر سرو روانی22نقل کریںنظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماندهمه اسماند و تو جسمی همه جسماند و تو جانی33نقل کریںتو مگر پرده بپوشی و کست روی نبیندور همین پرده زنی پرده خلقی بدرانی44نقل کریںتو ندانی که چرا در تو کسی خیره بماندتا کسی همچو تو باشد که در او خیره بمانی55نقل کریںنوک تیر مژه از جوشن جان میگذرانیمن تنک پوست نگفتم تو چنین سخت کمانی66نقل کریںهر چه در حسن تو گویند چنانی به حقیقتعیبت آن است که با ما به ارادت نه چنانی77نقل کریںرمقی بیش نماندهست گرفتار غمت راچند مجروح توان داشت بکش تا برهانی88نقل کریںبیش از این صبر ندارم که تو هر دم برِ قومیبنشینی و مرا بر سر آتش بنشانی99نقل کریںگر بمیرد عجب ار شخص و دگر زنده نباشدکه برانی ز در خویش و دگربار بخوانی1010نقل کریںسعدیا گر قدمت راه به پایان نرساندباری اندر طلبش عمر به پایان برسانی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه طریق دوستان است و نه شرط مهربانیکه به دوستان یک دل سر دست برفشانیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 617اگلی نظمچرا به سرکشی از من عنان بگردانیمکن که بیخودم اندر جهان بگردانیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 619◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکه شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانیچه تفکر کند از مکر و ز دستان که ندانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2816◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه طریق دوستان است و نه شرط مهربانیکه به دوستان یک دل سر دست برفشانیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 617
اگلی نظمچرا به سرکشی از من عنان بگردانیمکن که بیخودم اندر جهان بگردانیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 619
که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانیچه تفکر کند از مکر و ز دستان که ندانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2816