سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 635غزل شمارهٔ 635شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: اهیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهیسر بندگی به حُکمت بنهم که پادشاهی2نقل کریںمن اگر هزار خدمت بکنم گناهکارمتو هزار خون ناحق بکنی و بی گناهی3نقل کریںبه کسی نمیتوانم که شکایت از تو خوانمهمه جانب تو خواهند و تو آن کنی که خواهی4نقل کریںتو به آفتاب مانی ز کمال حسن طلعتکه نظر نمیتواند که ببیندت کماهی5نقل کریںمن اگر چنان که نهی است نظر به دوست کردنهمه عمر توبه کردم که نگردم از مناهی6نقل کریںبه خدای اگر به دردم بکشی که برنگردمکسی از تو چون گریزد که تواش گریزگاهی7نقل کریںمنم ای نگار و چشمی که در انتظار رویتهمه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی8نقل کریںو گر این شب درازم بکشد در آرزویتنه عجب که زنده گردم به نسیم صبحگاهی9نقل کریںغم عشق اگر بکوشم که ز دوستان بپوشمسخنان سوزناکم بدهد بر آن گواهی10نقل کریںخضری چو کلک سعدی همه روز در سیاحتنه عجب گر آب حیوان به درآید از سیاهی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای که به حسن قامتت سرو ندیدهام سهیگر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 634اگلی نظمنشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهییا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 636زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهیاگر اتفاقت افتد، به فتادگان نگاهی!امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1941َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهیکه مسوز بیش از اینم به گناه بی گناهیعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 573آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای که به حسن قامتت سرو ندیدهام سهیگر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 634
اگلی نظمنشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهییا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 636
پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهیاگر اتفاقت افتد، به فتادگان نگاهی!امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1941