سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 142غزل شمارهٔ 142شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: اکتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای کسوت زیبایی بر قامت چالاکتزیبا نتواند دید الا نظر پاکت22نقل کریںگر منزلتی دارم بر خاک درت میرمباشد که گذر باشد یک روز بر آن خاکت33نقل کریںدانم که سرم روزی در پای تو خواهد شدهم در تو گریزندم دست من و فتراکت44نقل کریںای چشم خرد حیران در منظر مطبوعتوی دست نظر کوتاه از دامن ادراکت55نقل کریںگفتم که نیاویزم با مار سر زلفتبیچاره فروماندم پیش لب ضحاکت66نقل کریںمه روی بپوشاند خورشید خجل ماندگر پرتو روی افتد بر طارم افلاکت77نقل کریںگر جمله ببخشایی فضلست بر اصحابتور جمله بسوزانی حکمست بر املاکت88نقل کریںخون همه کس ریزی از کس نبود بیمتجرم همه کس بخشی از کس نبود باکت99نقل کریںچندان که جفا خواهی میکن که نمیگرددغم گرد دل سعدی با یاد طربناکت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که دلارام دید از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص هر که در این دام رفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141اگلی نظماین که تو داری قیامت است، نه قامتوین نه تَبَسُّم که مُعْجِز است و کِرامَتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 143◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبنادیا رحمانحمیدرضا محمدیمصطفی حسینی کوملهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که دلارام دید از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص هر که در این دام رفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141
اگلی نظماین که تو داری قیامت است، نه قامتوین نه تَبَسُّم که مُعْجِز است و کِرامَتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 143