سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208غزل شمارهٔ 208شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نبکشدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا به عاقبت این شوخ سیمتن بِکُشدچو شمع سوخته روزی در انجمن بکشد2نقل کریںبه لطف اگر بخرامد، هزار دل ببردبه قهر اگر بستیزد، هزار تن بکشد3نقل کریںاگر خود آب حیاتست در دهان و لبشمرا عجب نبود کان لب و دهن بکشد4نقل کریںگر ایستاد حریفی، اسیر عشق بمانْدو گر گریخت، خیالش به تاختن بکشد5نقل کریںمرا که قوت کاهی نه، کی دهد زنهاربلای عشق که فرهاد کوهکن بکشد6نقل کریںکسان عتاب کنندم که ترک عشق بگویبه نقد اگر نکشد عشقم، این سخن بکشد7نقل کریںبه شرع، عابد اوثان اگر بباید کُشتمرا چه حاجت کشتن؟ که خود وَثَن بکشد8نقل کریںبه دوستی گله کردم ز چشم شوخش گفتعجب نباشد اگر مستِ تیغزن بکشد9نقل کریںبه یک نفس که برآمیخت یار با اغیاربسی نماند، که غیرت وجود من بکشد10نقل کریںبه خنده گفت که من شمع جمعم ای سعدیمرا از آن چه که پروانه خویشتن بکشد؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمیباشدچو شمست خاطر رفتن به جز تنها نمیباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 207اگلی نظمتا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشدترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 209آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیحمیدرضا محمدیحجت الله عباسیمائده ابوالفتحیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمیباشدچو شمست خاطر رفتن به جز تنها نمیباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 207
اگلی نظمتا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشدترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 209