سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104غزل شمارهٔ 104شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انایدوستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوستهزار جان عزیزت فدای جان ای دوست2نقل کریںچنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلمکه یاد مینکُند عهد آشیان ای دوست3نقل کریںگرم تو در نگشایی کجا توانم رفت؟به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست؟4نقل کریںدلی شکسته و جانی نهاده بر کف دستبگو «بیار» که گویم «بگیر هان ای دوست»5نقل کریںتنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شودهنوز مِهر تو باشد در استخوان ای دوست6نقل کریںجفا مکن که بزرگان به خردهای ز رهیچنین سبک ننشینند و سر گران ای دوست7نقل کریںبه لطف اگر بخوری خون من روا باشدبه قهرم از نظر خویشتن مران ای دوست8نقل کریںمناسب لب لعلت حدیث بایستیجواب تلخ بدیع است از آن دهان ای دوست9نقل کریںمرا رضای تو باید نه زندگانی خویشاگر مراد تو قتل ست وا رهان ای دوست10نقل کریںکه گفت سعدی از آسیب عشق بگریزد؟به دوستی که غلط میبَرد گمان ای دوست11نقل کریںکه گر به جان رسد از دست دشمنانم کارز دوستی نکنم توبه همچنان ای دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103اگلی نظمآب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 105آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103
اگلی نظمآب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 105