سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 392غزل شمارهٔ 392شاعر: سعدیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: انمیبرمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن دوست میدارم جفا، کز دست جانان میبرمطاقت نمیدارم ولی افتان و خیزان میبرم22نقل کریںاز دست او جان میبرم تا افکنم در پای اوتا تو نپنداری که من از دست او جان میبرم33نقل کریںتا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگدلهر لحظه از بیداد او سر در گریبان میبرم44نقل کریںخواهی به لطفم گو «بخوان»، خواهی به قهرم گو «بران»طوعا و کرها بندهام، ناچار فرمان میبرم55نقل کریںدرمان درد عاشقان، صبر است و من دیوانهامنه درد ساکن میشود، نه ره به درمان میبرم66نقل کریںای ساربان! آهسته رو، با ناتوانان صبر کنتو بارِ جانان میبری، من بارِ هجران میبرم77نقل کریںای روزگار عافیت! شکرت نکردم لاجرمدستی که در آغوش بود، اکنون به دندان میبرم88نقل کریںگفتم «به پایان آورم در عمر خود با او شبی»حالا به عشقِ روی او، روزی به پایان میبرم99نقل کریںسعدی! دگربار از وطن، عزم سفر کردی چرا؟از دست آن ترک خطا، یرغو به قاآن میبرم1010نقل کریںمن خود ندانم وصف او، گفتن سزای قدر اوگل آورند از بوستان، من گل به بُستان میبرم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن اگر نظر حرام است بسی گناه دارمچه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 391اگلی نظمگر به رخسار چو ماهت صنما مینگرمبه حقیقت اثر لطف خدا مینگرمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن اگر نظر حرام است بسی گناه دارمچه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 391
اگلی نظمگر به رخسار چو ماهت صنما مینگرمبه حقیقت اثر لطف خدا مینگرمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393