صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 392

غزل شمارهٔ 392

شاعر: سعدی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: انمیبرم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
من دوست می‌دارم جفا، کز دست جانان می‌برم
طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم
22
از دست او جان می‌برم تا افکنم در پای او
تا تو نپنداری که من از دست او جان می‌برم
33
تا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگ‌دل
هر لحظه از بیداد او سر در گریبان می‌برم
44
خواهی به لطفم گو «بخوان»، خواهی به قهرم گو «بران»
طوعا و کرها بنده‌ام، ناچار فرمان می‌برم
55
درمان درد عاشقان، صبر است و من دیوانه‌ام
نه درد ساکن می‌شود، نه ره به درمان می‌برم
66
ای ساربان! آهسته رو، با ناتوانان صبر کن
تو بارِ جانان می‌بری، من بارِ هجران می‌برم
77
ای روزگار عافیت! شکرت نکردم لاجرم
دستی که در آغوش بود، اکنون به دندان می‌برم
88
گفتم «به پایان آورم در عمر خود با او شبی»
حالا به عشقِ روی او، روزی به پایان می‌برم
99
سعدی! دگربار از وطن، عزم سفر کردی چرا؟
از دست آن ترک خطا، یرغو به قاآن می‌برم
1010
من خود ندانم وصف او، گفتن سزای قدر او
گل آورند از بوستان، من گل به بُستان می‌برم
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم

چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 391

اگلی نظم

گر به رخسار چو ماهت صنما می‌نگرم

به حقیقت اثر لطف خدا می‌نگرم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00