سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 302غزل شمارهٔ 302شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ورہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه فلک میرسد از روی چو خورشید تو نورقل هو الله احد چشم بد از روی تو دور2نقل کریںآدمی چون تو در آفاق نشان نتوان دادبلکه در جنت فردوس نباشد چو تو حور3نقل کریںحور فردا که چنین روی بهشتی بیندگرش انصاف بود معترف آید به قصور4نقل کریںشب ما روز نباشد مگر آن گاه که تواز شبستان به درآیی چو صباح از دیجور5نقل کریںزندگان را نه عجب گر به تو میلی باشدمردگان بازنشینند به عشقت ز قبور6نقل کریںآن بهایم نتوان گفت که جانی داردکه ندارد نظری با چو تو زیبامنظور7نقل کریںسحر چشمان تو باطل نکند چشمآویزمست چندان که بکوشند نباشد مستور8نقل کریںاین حلاوت که تو داری نه عجب کز دستتعسلی دوزد و زنار ببندد زنبور9نقل کریںآن چه در غیبتت ای دوست به من میگذردنتوانم که حکایت کنم الا به حضور10نقل کریںمنم امروز و تو انگشتنمای زن و مردمن به شیرینسخنی، تو به نکویی مشهور11نقل کریںسختم آید که به هر دیده تو را مینگرندسعدیا غیرتت آمد نه عجب سعد غیور◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگرکه من از دست تو فردا بروم جای دگرسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 301اگلی نظمپروانه نمیشکیبد از دورور قصد کند بسوزدش نورسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 303زمینہم وزن و قافیہ نظمیںالله الله ز کجا می رسد آن غیرت حورهمچو خورشید فروهشته به رخ برقع نورجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 441آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگرکه من از دست تو فردا بروم جای دگرسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 301
الله الله ز کجا می رسد آن غیرت حورهمچو خورشید فروهشته به رخ برقع نورجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 441