سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186غزل شمارهٔ 186شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ونزدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زددریای آتشینم در دیده موج خون زد2نقل کریںخود کرده بود غارت عشقش حوالی دلبازم به یک شبیخون بر ملک اندرون زد3نقل کریںدیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریختگفتار جان فزایش در گوشم ارغنون زد4نقل کریںدیوانگان خود را میبست در سلاسلهر جا که عاقلی بود اینجا دم از جنون زد5نقل کریںیا رب دلی که در وی پروای خود نگنجددست محبت آنجا خرگاه عشق چون زد6نقل کریںغلغل فکند روحم در گلشن ملایکهر گه که سنگ آهی بر طاق آبگون زد7نقل کریںسعدی ز خود برون شو گر مرد راه عشقیکان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکسی به عیب من از خویشتن نپردازدکه هر که مینگرم با تو عشق میبازدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 185اگلی نظمهشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدوین طبع که من دارم با عقل نیامیزدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکسی به عیب من از خویشتن نپردازدکه هر که مینگرم با تو عشق میبازدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 185
اگلی نظمهشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدوین طبع که من دارم با عقل نیامیزدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187