سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 315غزل شمارهٔ 315شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یزصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپیوند روح میکند این باد مشکبیزهنگام نوبت سحرست ای ندیم خیز22نقل کریںشاهد بخوان و شمع بیفروز و می بنهعنبر بسای و عود بسوزان و گل بریز33نقل کریںور دوست دست میدهدت هیچ گو مباشخوشتر بود عروس نکوروی بیجهیز44نقل کریںامروز باید ار کرمی میکند سحابفردا که تشنه مرده بود لای گو بخیز55نقل کریںمن در وفا و عهد چنان کند نیستمکز دامن تو دست بدارم به تیغ تیز66نقل کریںگر تیغ میزنی سپر اینک وجود منعیار مدعی کند از دشمن احتریز77نقل کریںفردا که سر ز خاک برآرم اگر تو رابینم فراغتم بود از روز رستخیز88نقل کریںتا خود کجا رسد به قیامت نماز منمن روی در تو و همه کس روی در حجیز99نقل کریںسعدی به دام عشق تو در پایبند ماندقیدی نکردهای که میسر شود گریز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممبارکتر شب و خرمترین روزبه استقبالم آمد بخت پیروزسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 314اگلی نظمساقی سیمتن چه خسبی خیزآب شادی بر آتش غم ریزسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 316◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور