سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 304غزل شمارهٔ 304شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: یرہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن کیست که میرود به نخجیرپای دل دوستان به زنجیر2نقل کریںهمشیره جادوان بابلهمسایه لعبتان کشمیر3نقل کریںاین است بهشت اگر شنیدیکز دیدن آن جوان شود پیر4نقل کریںاز عشق کمان دست و بازوشافتاده خبر ندارد از تیر5نقل کریںنقاش که صورتش ببینداز دست بیفکند تصاویر6نقل کریںای سختجفای سستپیوندرفتی و چنین برفت تقدیر7نقل کریںکوتهنظران ملامت از عشقبیفایده میکنند و تحذیر8نقل کریںبا جان من از جسد برآیدخونی که فروشدهست با شیر9نقل کریںگر جان طلبد حبیب عشاقنه منع روا بود نه تأخیر10نقل کریںآن را که مراد دوست بایدگو ترک مراد خویشتن گیر11نقل کریںسعدی چو اسیر عشق ماندیتدبیر تو چیست ترک تدبیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپروانه نمیشکیبد از دورور قصد کند بسوزدش نورسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 303اگلی نظماز همه باشد به حقیقت گزیروز تو نباشد که نداری نظیرسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 305زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای لعل لبت چو بر شکر شیرشکر ز لب تو چاشنی گیرامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1075آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور