سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 206غزل شمارهٔ 206شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: میباشدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر پای تو افتادن شایسته دمی باشدترک سر خود گفتن زیبا قدمی باشد22نقل کریںبسیار زبونیها بر خویش روا دارددرویش که بازارش با محتشمی باشد33نقل کریںزین سان که وجود توست ای صورت روحانیشاید که وجود ما پیشت عدمی باشد44نقل کریںگر جمله صنمها را صورت به تو مانستیشاید که مسلمان را قبله صنمی باشد55نقل کریںبا آن که اسیران را کشتی و خطا کردیبر کشته گذر کردن نوع کرمی باشد66نقل کریںرقص از سر ما بیرون امروز نخواهد شدکاین مطرب ما یک دم خاموش نمیباشد77نقل کریںهر کاو به همه عمرش سودای گلی بودهستداند که چرا بلبل دیوانه همیباشد88نقل کریںکس بر الم ریشت واقف نشود سعدیالا به کسی گویی کاو را المی باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر سروی به بالای تو باشدنه چون بَشْنِ دلارای تو باشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 205اگلی نظمتو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمیباشدچو شمست خاطر رفتن به جز تنها نمیباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 207◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمیباشدچو شمست خاطر رفتن به جز تنها نمیباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 207