سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 368غزل شمارهٔ 368شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رستمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل پیش تو و دیده به جای دگرستمتا خصم نداند که تو را مینگرستم2نقل کریںروزی به درآیم من از این پرده ناموسهر جا که بتی چون تو ببینم بپرستم3نقل کریںالمنة لله که دلم صید غمی شدکز خوردن غمهای پراکنده برستم4نقل کریںآن عهد که گفتی نکنم مهر فراموشبشکستی و من بر سر پیمان درستم5نقل کریںتا ذوق درونم خبری میدهد از دوستاز طعنه دشمن به خدا گر خبرستم6نقل کریںمیخواستمت پیشکشی لایق خدمتجان نیک حقیر است ندانم چه فرستم7نقل کریںچون نیک بدیدم که نداری سر سعدیبر بخت بخندیدم و بر خود بگرستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستمتو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367اگلی نظمچو تو آمدی مرا بس که حدیث خویش گفتمچو تو ایستاده باشی ادب آن که من بیفتمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 369آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستمتو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367
اگلی نظمچو تو آمدی مرا بس که حدیث خویش گفتمچو تو ایستاده باشی ادب آن که من بیفتمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 369