سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 637غزل شمارهٔ 637شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رچهمیخواهیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںندانم از من خستهجگر چه میخواهی؟دلم به غمزه ربودی، دگر چه میخواهی؟2نقل کریںاگر تو بر دلِ آشفتگان ببخشاییز روزگارِ من آشفتهتر چه میخواهی؟3نقل کریںبه هرزه عمرِ من اندر سرِ هوای تو شدجفا ز حد بگذشت ای پسر! چه میخواهی؟4نقل کریںز دیده و سرِ من آن چه اختیارِ تو استبه دیده هر چه تو گویی، به سر چه میخواهی؟5نقل کریںشنیدهام که تو را التماسِ شعرِ رهیستتو کآن شهد و نباتی، شکر چه میخواهی؟6نقل کریںبه عمری از رخِ خوبِ تو بردهام نظریکنون غرامتِ آن یک نظر چه میخواهی؟7نقل کریںدریغ نیست ز تو هر چه هست سعدی راوی آن کند که تو گویی، دگر چه میخواهی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهییا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 636آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهییا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 636