سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 172غزل شمارهٔ 172شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ورینداردصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر آن ناظر که منظوری نداردچراغ دولتش نوری ندارد2نقل کریںچه کار اندر بهشت آن مدعی راکه میل امروز با حوری ندارد؟3نقل کریںچه ذوق از ذکر پیدا آید آن راکه پنهان شوق مذکوری ندارد؟4نقل کریںمیان عارفان صاحبنظر نیستکه خاطر پیش منظوری ندارد5نقل کریںاگر سیمرغی اندر دام زلفیبماند تاب عصفوری ندارد6نقل کریںطبیب ما یکی نامهربانستکه گویی هیچ رنجوری ندارد7نقل کریںولیکن چون عسل بشناخت سعدیفغان از دست زنبوری ندارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممگر نسیم سحر بوی یار من داردکه راحت دل امیدوار من داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 171اگلی نظمآن که بر نسترن از غالیه خالی داردالحق آراسته خلقی و جمالی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 173آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممگر نسیم سحر بوی یار من داردکه راحت دل امیدوار من داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 171
اگلی نظمآن که بر نسترن از غالیه خالی داردالحق آراسته خلقی و جمالی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 173