سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141غزل شمارهٔ 141شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: امرفتصنف: غزلصداکاران: سمیه الماسی و دیگرآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که دلارام دید از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت2نقل کریںیاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بُدیمپرده برانداختی، کار به اتمام رفت3نقل کریںماه نتابد به روز، چیست که در خانه تافت؟سرو نروید به بام، کیست که بر بام رفت؟4نقل کریںمشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشقخرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت5نقل کریںعارف مجموع را در پس دیوار صبرطاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت6نقل کریںگر به همه عمر خویش با تو برآرم دمیحاصل عمر آن دمست باقیِ ایام رفت7نقل کریںهر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوختآخر عمر از جهان چون برود خام رفت8نقل کریںما قدم از سر کنیم در طلب دوستانراه به جایی نَبُرد هر که به اَقدام رفت9نقل کریںهمت سعدی به عشق میل نکردی ولیمِی چو فرو شُد به کام، عقل به ناکام رفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچشمت چو تیغ غمزه خونخوار برگرفتبا عقل و هوش خلق به پیکار برگرفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140اگلی نظمای کسوت زیبایی بر قامت چالاکتزیبا نتواند دید الا نظر پاکتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 142آڈیوصداکار منتخب کریںسمیه الماسیفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچشمت چو تیغ غمزه خونخوار برگرفتبا عقل و هوش خلق به پیکار برگرفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140
اگلی نظمای کسوت زیبایی بر قامت چالاکتزیبا نتواند دید الا نظر پاکتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 142