سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 222غزل شمارهٔ 222شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: ارنماندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحُسن تو دایم بدین قرار نمانَدمست تو جاوید در خمار نمانَد2نقل کریںای گل خندان نوشکفته نگه دارخاطر بلبل؛ که نوبهار نماند3نقل کریںحسن دلاویز پنجهایست نگارینتا به قیامت بر او نگار نماند4نقل کریںعاقبت از ما غبار ماند زنهارتا ز تو بر خاطری غبار نماند5نقل کریںپار گذشت آن چه دیدی از غم و شادیبگذرد امسال و همچو پار نماند6نقل کریںهم بدهد دور روزگار، مرادتور ندهد دور روزگار نماند7نقل کریںسعدیِ شوریده، بیقرار چرایی؟در پی چیزی که برقرار نماند8نقل کریںشیوه عشق اختیار اهل ادب نیستبل چو قضا آید اختیار نماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممجلس ما دگر امروز به بستان ماندعیش خلوت به تماشای گلستان ماندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221اگلی نظمعیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاندمن خود این پیدا همیگویم که پنهان گفتهاندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممجلس ما دگر امروز به بستان ماندعیش خلوت به تماشای گلستان ماندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221
اگلی نظمعیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاندمن خود این پیدا همیگویم که پنهان گفتهاندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223