سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 121غزل شمارهٔ 121شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اییمنیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا فراقت چند سازم؟ برگ تنهاییم نیستدستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست2نقل کریںترسم از تنهایی، احوالم به رسوایی کشدترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیست3نقل کریںمرد گستاخی نیَم تا جان در آغوشت کشمبوسه بر پایت دهم چون دست بالاییم نیست4نقل کریںبر گلت آشفتهام بگذار تا در باغ وصلزاغبانگی میکنم؛ چون بلبلآواییم نیست5نقل کریںتا مصور گشت در چشمم خیال روی دوستچشم خودبینی ندارم روی خودراییم نیست6نقل کریںدرد دوری میکشم گر چه خراب افتادهامبار جورت میبرم گر چه تواناییم نیست7نقل کریںطبع تو سیر آمد از من جای دیگر دل نهادمن که را جویم؟ که چون تو طبع هرجاییم نیست8نقل کریںسعدیِ آتشزبانم در غمت سوزان چو شمعبا همه آتشزبانی در تو گیراییم نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخبرت هست که بیروی تو آرامم نیست؟طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120اگلی نظمدر من این هست که صبرم ز نکورویان نیستزرق نفروشم و زهدی ننمایم کان نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیحجت الله عباسیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخبرت هست که بیروی تو آرامم نیست؟طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120
اگلی نظمدر من این هست که صبرم ز نکورویان نیستزرق نفروشم و زهدی ننمایم کان نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122