سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 396غزل شمارهٔ 396شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: امبرگیرمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن این طمع نکنم کز تو کام برگیرممگر ببینمت از دور و گام برگیرم2نقل کریںمن این خیال نبندم که دانهای به مرادمیان این همه تشویش دام برگیرم3نقل کریںستادهام به غلامی گرم قبول کنیو گر نخواهی کفش غلام برگیرم4نقل کریںمرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالمگریز نیست که دل زین مقام برگیرم5نقل کریںز فکرهای پریشان و بارهای فراقکه بر دل است ندانم کدام برگیرم6نقل کریںگرم هزار تعنت کنی و طعنه زنیمن آن نیم که ره انتقام برگیرم7نقل کریںگرم جواز نباشد به بارگاه قبولو گر مجال نباشد که کام برگیرم8نقل کریںاز این قدر نگریزم که بوسی از دهنتاگر حلال نباشد حرام برگیرم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر من ز محبتت بمیرمدامن به قیامتت بگیرمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 395اگلی نظماز تو با مصلحت خویش نمیپردازمهمچو پروانه که میسوزم و در پروازمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 397آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظماز تو با مصلحت خویش نمیپردازمهمچو پروانه که میسوزم و در پروازمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 397