سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 381غزل شمارهٔ 381شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: یدمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدو هفته میگذرد کآن مه دوهفته ندیدمبه جان رسیدم از آن تا به خدمتش نرسیدم2نقل کریںحریف، عهد مودت شکست و من نشکستمخلیل، بیخ ارادت برید و من نبریدم3نقل کریںبه کام دشمنم ای دوست عاقبت بنشاندیبه جای خود که «چرا پند دوستان نشنیدم؟»4نقل کریںمرا به هیچ بدادی، خلاف شرط محبتهنوز با همه عیبت، به جان و دل بخریدم5نقل کریںبه خاکِ پایِ تو گفتم، که «تا تو دوست گرفتمز دوستان مجازی، چو دشمنان برمیدم»6نقل کریںقسم به روی تو گویم، از آن زمان که برفتیکه هیچ روی ندیدم، که روی درنکشیدم7نقل کریںتو را ببینم و خواهم، که خاکِ پای تو باشممرا ببینی و چون باد بگذری که «ندیدم»8نقل کریںمیان خلق ندیدی که چون دویدمت از پیزهی خجالت مردم، چرا به سر ندویدم؟9نقل کریںشکر خوش است ولیکن حلاوتش تو ندانیمن این معامله دانم که طعمِ صبر چشیدم10نقل کریںمرا رواست که دعوی کنم به صدق ارادتکه هیچ در همه عالم، به دوست برنگزیدم11نقل کریںبِنال مطربِ مجلس، بگوی گفتهٔ سعدی«شراب انس بیاور، که من نه مرد نَبیدم»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعهد بشکستی و من بر سر پیمان بودمشاکر نعمت و پروردهٔ احسان بودمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 380اگلی نظممن چون تو به دلبری ندیدمگلبرگ چنین طری ندیدمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 382زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدمز هجر جان به لب آمد، به کام دل نرسیدمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1426خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدمبه صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 322آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعهد بشکستی و من بر سر پیمان بودمشاکر نعمت و پروردهٔ احسان بودمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 380
گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدمز هجر جان به لب آمد، به کام دل نرسیدمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1426