سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571غزل شمارهٔ 571شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: اهداریہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتو اگر به حسن، دعوی بکنی، گواه داریکه جمال سرو بستان و کمال ماه داری2نقل کریںدرِ کس نمیگشایم که به خاطرم درآیدتو به اندرونِ جان آی که جایگاه داری3نقل کریںملکی مهی ندانم، به چه کنیتت بخوانم؟به کدام جنس گویم که تو اشتباه داری؟4نقل کریںبرِ کس نمیتوانم به شکایت از تو رفتنکه قبول و قوّتت هست و جمال و جاه داری5نقل کریںگلِ بوستان رویت چو شقایق است لیکنچه کنم به سرخرویی؟ که دلی سیاه داری6نقل کریںچه خطای بنده دیدی که خلاف عهد کردی؟مگر آن که ما ضعیفیم و تو دستگاه داری7نقل کریںنه کمال حسن باشد ترشی و روی شیرینهمه بد مکن که مردم همه نیکخواه داری8نقل کریںتو جفا کنی و صولت، دگران دعای دولتچه کنند از این لطافت که تو پادشاه داری؟9نقل کریںبه یکی لطیفه گفتی ببرم هزار دل رانه چنان لطیف باشد که دلی نگاه داری10نقل کریںبه خدای اگر چو سعدی برود دلت به راهیهمه شب چنو نخسبی و نظر به راه داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهرگز نبود سرو به بالا که تو دارییا مه به صفای رخ زیبا که تو داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 570اگلی نظماین چه رفتار است کآرامیدن از من میبری؟هوشم از دل میربایی عقلم از تن میبریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 572زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داریگرت آدمیتی هست دلش نگاه داریسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 58آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهرگز نبود سرو به بالا که تو دارییا مه به صفای رخ زیبا که تو داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 570
اگلی نظماین چه رفتار است کآرامیدن از من میبری؟هوشم از دل میربایی عقلم از تن میبریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 572