سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491غزل شمارهٔ 491شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: شتهایصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحَنّاست آن که ناخن دلبند رُشتهای؟یا خون بی دلیست که در بند کُشتهای؟2نقل کریںمن آدمی به لطف تو دیگر ندیدهاماین صورت و صفت که تو داری فرشتهای3نقل کریںوین طُرفهتر که تا دل من دردمند توستحاضر نبوده یک دم و غایب نگشتهای4نقل کریںدر هیچ حلقه نیست که یادت نمیروددر هیچ بُقعه نیست که تخمی نکشتهای5نقل کریںما دفتر از حکایت عشقت نبستهایمتو سنگدل حکایت ما درنوشتهای6نقل کریںزیب و فریب آدمیان را نهایت استحوری، مگر نه از گل آدم سرشتهای7نقل کریںاز عنبر و بنفشهٔ تر بر سر آمدهستآن موی مشکبوی که در پای هشتهای8نقل کریںمن در بیان وصف تو حیران بماندهامحدّیست حسن را و تو از حد گذشتهای9نقل کریںسر مینهند پیش خطت عارفان پارسبیتی مگر ز گفته سعدی نبشتهای؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهایحسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490اگلی نظمای باغ حسن چون تو نهالی نیافتهرخساره زمین چو تو خالی نیافتهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهایحسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490
اگلی نظمای باغ حسن چون تو نهالی نیافتهرخساره زمین چو تو خالی نیافتهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492