سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 114غزل شمارهٔ 114شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یبنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدردیست دردِ عشق که هیچش طبیب نیستگر دردمندِ عشق بنالد غریب نیست22نقل کریںدانند عاقلان که مجانینِ عشق راپروایِ قولِ ناصح و پندِ ادیب نیست33نقل کریںهر کو شرابِ عشق نخوردهست و دُردِ دَردآنست کز حیاتِ جهانش نصیب نیست44نقل کریںدر مُشک و عود و عنبر و امثالِ طیباتخوشتر ز بویِ دوست دگر هیچ طیب نیست55نقل کریںصید از کمند اگر بجهد بوالعجب بوَدور نه چو در کمند بمیرد عجیب نیست66نقل کریںگر دوست واقفست که بر من چه میرودباک از جفای دشمن و جورِ رقیب نیست77نقل کریںبگریست چشم دشمنِ من بر حدیثِ منفضل از غریب هست و وفا در قریب نیست88نقل کریںاز خنده گل چنان به قفا اوفتاده بازکو را خبر ز مشغلهٔ عندلیب نیست99نقل کریںسعدی ز دستِ دوست شکایت کجا بَری؟هم صبر بر حبیب که صبر از حبیب نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا از آن چه که بیرونِ شهر، صحراییست؟قرینِ دوست به هرجا که هست، خوش جاییستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 113اگلی نظمکیست آن کَش سر پیوند تو در خاطر نیستیا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 115◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیستاینک بلند گفتمت، از کس حجیب نیستامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 287چشمم به دستگیری لطف جیب نیستنبضم رهین منت دست طبیب نیستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2030◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبنادیا رحمانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممرا از آن چه که بیرونِ شهر، صحراییست؟قرینِ دوست به هرجا که هست، خوش جاییستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 113
اگلی نظمکیست آن کَش سر پیوند تو در خاطر نیستیا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 115
بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیستاینک بلند گفتمت، از کس حجیب نیستامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 287