سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 282غزل شمارهٔ 282شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمرا چو آرزوی روی آن نگار آیدچو بلبلم هوس نالههای زار آید22نقل کریںمیان انجمن از لعل او چو آرم یادمرا سرشک چو یاقوت در کنار آید33نقل کریںز رنگ لاله مرا روی دلبر آید یادز شکل سبزه مرا یاد خط یار آید44نقل کریںگلی به دست من آید چو روی تو هیهاتهزار سال دگر گر چنین بهار آید55نقل کریںخسان خورند بر از باغ وصل او و مراز گلستان جمالش نصیب خار آید66نقل کریںطمع مدار وصالی که بیفراق بودهرآینه پس هر مستیی خمار آید77نقل کریںمرا زمانه ز یاران به منزلی انداختکه راضیم به نسیمی کز آن دیار آید88نقل کریںفراق یار به یک بار بیخ صبر بکندبهار وصل ندانم که کی به بار آید99نقل کریںدلا اگر چه که تلخست بیخ صبر ولیچو بر امید وصالست خوشگوار آید1010نقل کریںپس از تحمل سختی امید وصل مراستکه صبح از شب و تریاک هم ز مار آید1111نقل کریںز چرخ عربده جو بس خدنگ تیر جفابجست و در دل مردان هوشیار آید1212نقل کریںچو عمر خوش نفسی گر گذر کنی بر منمرا همان نفس از عمر در شمار آید1313نقل کریںبجز غلامی دلدار خویش سعدی راز کار و بار جهان گر شهیست عار آید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامیدوار چنانم که کار بسته برآیدوصال چون به سر آمد فراق هم به سر آیدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 281اگلی نظمسرمست اگر درآیی عالم به هم برآیدخاک وجود ما را گرد از عدم برآیدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبهار بی رخ گلرنگ تو، چه کار آید؟مرا یک آمدنت به که ده بهار آیدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 917◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامیدوار چنانم که کار بسته برآیدوصال چون به سر آمد فراق هم به سر آیدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 281
اگلی نظمسرمست اگر درآیی عالم به هم برآیدخاک وجود ما را گرد از عدم برآیدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283
بهار بی رخ گلرنگ تو، چه کار آید؟مرا یک آمدنت به که ده بهار آیدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 917