سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 404غزل شمارهٔ 404شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارکشمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںغم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟22نقل کریںنه قوتی که توانم کناره جُستن از اونه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم33نقل کریںنه دست صبر که در آستین عقل برمنه پای عقل که در دامن قرار کشم44نقل کریںز دوستان به جفا سیرگَشت مردی نیستجفای دوست، زنم گر نه مردوار کشم!55نقل کریںچو میتوان به صبوری کشید جور عدوچرا صبور نباشم که جور یار کشم66نقل کریںشراب خورده ساقی ز جام صافی وصلضرورت است که درد سر خمار کشم77نقل کریںگلی چو روی تو گر در چمن به دست آیدکمینه دیده سعدیش پیش خار کشم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 403اگلی نظمهزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشمنبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 405◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمرا که گفت که دست از عنان یار کشمکشد رقیب رکاب و من انتظار کشمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5733◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 403
اگلی نظمهزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشمنبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 405
مرا که گفت که دست از عنان یار کشمکشد رقیب رکاب و من انتظار کشمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5733