سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233غزل شمارهٔ 233شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یزندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: محمدرضا مومن نژاد و دیگرآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںروندگان مقیم از بلا نپرهیزندگرفتگان ارادت به جور نگریزند22نقل کریںامیدواران دست طلب ز دامن دوستاگر فروگسلانند در که آویزند33نقل کریںمگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیستکه اهل معرفت از تو نظر بپرهیزند44نقل کریںنشان من به سر کوی میفروشان دهمن از کجا و کسانی که اهل پرهیزند55نقل کریںبگیر جامه صوفی بیار جام شرابکه نیک نامی و مستی به هم نیامیزند66نقل کریںرضای دوست به دست آر و دیگران بگذارهزار فتنه چه غم باشد ار برانگیزند77نقل کریںمرا که با تو که مقصودی آشتی افتادرواست گر همه عالم به جنگ برخیزند88نقل کریںبه خونبهای منت کس مطالبت نکندحلال باشد خونی که دوستان ریزند99نقل کریںطریق ما سر عجزست و آستان رضاکه از تو صبر نباشد که با تو بستیزند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشهای برانگیزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232اگلی نظمآفتاب از کوه سر بر میزندماهروی انگشت بر در میزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 234◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشهای برانگیزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232◆آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشهای برانگیزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232
دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشهای برانگیزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232