سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232غزل شمارهٔ 232شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یزندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشهای برانگیزند2نقل کریںچگونه انس نگیرند با تو آدمیانکه از لطافت خوی تو وحش نگریزند3نقل کریںچنان که در رخ خوبان حلال نیست نظرحلال نیست که از تو نظر بپرهیزند4نقل کریںغلام آن سر و پایم که از لطافت و حسنبه سر سزاست که پیشش به پای برخیزند5نقل کریںتو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرسکز اشتیاق جمالت چه اشک میریزند6نقل کریںقرار عقل برفت و مجال صبر نماندکه چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند7نقل کریںمرا مگوی نصیحت که پارسایی و عشقدو خصلتند که با یکدِگَر نیامیزند8نقل کریںرضا به حکم قضا اختیار کن سعدیکه شرط نیست که با زورمند بستیزند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو آن نهای که دل از صحبت تو برگیرندو گر ملول شوی صاحبی دگر گیرندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 231اگلی نظمروندگان مقیم از بلا نپرهیزندگرفتگان ارادت به جور نگریزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233زمینہم وزن و قافیہ نظمیںروندگان مقیم از بلا نپرهیزندگرفتگان ارادت به جور نگریزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو آن نهای که دل از صحبت تو برگیرندو گر ملول شوی صاحبی دگر گیرندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 231
اگلی نظمروندگان مقیم از بلا نپرهیزندگرفتگان ارادت به جور نگریزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233