سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 15شمارهٔ 15شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: بیارصنف: غزل/قصیده/قطعهصداکار: محسن لیلهکوهیآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںایا نسیم سحر بوی زلف یار بیارقرار دل ز سر زلف بیقرار بیار2نقل کریںسلامی از من مسکین بدان صنوبر برپیامی از آن مهروی گلعذار بیار3نقل کریںحکایت از لب فرهاد ناتوان برسانسلامی از من مسکین غمگسار بیار4نقل کریںنهان بگوی به آن دوستدار یکدل منجواب بشنو و آنگه به آشکار بیار5نقل کریںدوای جان من و مرهم روان بوییاز آن دو زلف زرهوار مشکبار بیار6نقل کریںبهار دیدهٔ من نیست جز که عکس رخشتلطفی بکن و عکس آن بهار بیار7نقل کریںز بهر روشنی چشم کز رخش دورستغبار ازان طرف و گرد از آن دیار بیار8نقل کریںز من درود فراوان ببر به دلبر منبه لطف مژدهای از وصل آن نگار بیار9نقل کریںمن آن حدیث که گفتم نگاه دار و ببرهر آن جواب که گوید به یاد دار و بیار10نقل کریںدر انتظار تو سعدی همیشه میگویدکه ای نسیم سحر بوی زلف یار بیار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباد بهاری وزید، از طرف مَرغزارباز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زارسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 14اگلی نظماگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوزسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 16آڈیوصداکار منتخب کریںمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباد بهاری وزید، از طرف مَرغزارباز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زارسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 14
اگلی نظماگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوزسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 16