سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 259غزل شمارهٔ 259شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: وبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںناچار هر که صاحب روی نکو بودهر جا که بگذرد همه چشمی در او بود22نقل کریںای گل تو نیز شوخی بلبل معاف دارکان جا که رنگ و بوی بود گفت و گو بود33نقل کریںنفس آرزو کند که تو لب بر لبش نهیبعد از هزار سال که خاکش سبو بود44نقل کریںپاکیزهروی در همه شهری بود ولیکنه چون تو پاکدامن و پاکیزهخو بود55نقل کریںای گوی حسن برده ز خوبان روزگارمسکین کسی که در خم چوگان چو گو بود66نقل کریںمویی چنین دریغ نباشد گره زدنبگذار تا کنار و برت مشکبو بود77نقل کریںپندارم آن که با تو ندارد تعلقینه آدمی که صورتی از سنگ و رو بود88نقل کریںمن باری از تو برنتوانم گرفت چشمگمکردهدل هرآینه در جستوجو بود99نقل کریںبرمینیاید از دل تنگم نفس تمامچون ناله کسی که به چاهی فرو بود1010نقل کریںسعدی سپاس دار و جفا بین و دم مزنکز دست نیکوان همه چیزی نکو بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا راحت از زندگی دوش بودکه آن ماهرویم در آغوش بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258اگلی نظممن چه در پای تو ریزم که خورای تو بود؟سر نه چیزیست که شایستهٔ پای تو بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 260◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن راکه زخمی از دم شمشیر او بودبی چشم زخم آب حیاتش به جو بودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4240◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظممن چه در پای تو ریزم که خورای تو بود؟سر نه چیزیست که شایستهٔ پای تو بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 260