سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 403غزل شمارهٔ 403شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: ویتوباشمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم22نقل کریںبه وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم33نقل کریںبه مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمنظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم44نقل کریںبه خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم55نقل کریںحدیث روضه نگویم گل بهشت نبویمجمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم66نقل کریںمی بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوانمرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم77نقل کریںهزار بادیه سهل است با وجود تو رفتنو گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن بیمایه که باشم که خریدار تو باشمحیف باشد که تو یار من و من یار تو باشمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 402اگلی نظمغم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 404◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبدریا قلیلیمحسن لیلهکوهیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیزهرا شعبانیماهور کیانیسعیده تهرانینسبسعدی صفویآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن بیمایه که باشم که خریدار تو باشمحیف باشد که تو یار من و من یار تو باشمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 402
اگلی نظمغم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 404